تبليغاتX
عشق.وفا.محبت و علاقه برات چه مفهومی داره

نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385


نون و پنير و سبزي ميبوسمت بلرزي نون و پنير و گندم يادت تو قلبه مردم نون و پتير و فندق لبت هميشه خندون نون و پنير و رامک !

جيگر عيدت مبارک

عید همگی مبارک راستی کسی نمی خواد عید وبه من و بقیه تبریک بگه


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385


(گناه بخت پريشان )

خيال روي تو در هر طريق همره ماست


نيسم موي تو پيوند جان اگه ماست


به رغم مدعياني كه منع عشق كنند


جمال چهره تو حجت موجه ماست


ببين كه سيب زنخدان تو چه مي گويد

هزار يوسف مصري فتاده در چه ماست

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد

گناه بخت پريشان و دست كوته ماست

به حاجب در خلوت سراي بگو

فلان زگوشه نشينان خاك درگه ماست

به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است

هميشه در نظر خاطر مرفه ماست

اگر به سالي حافظ دري زند بگشاي

كه سال هاست كه مشتاق روي چون مه ماست


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385


زندگي


 

زندگي تکرار تفکر در حلقه حيات است
زندگي معماي وجود در تفکر بشر است
زندگي آزمايشگاه صبر براي موجود کم طاقت است
و اما ؟؟؟
زندگي لطف اجباري اما شيرين خداوند است
زندگي خالي است ان را پر کن.
زندگي يک مشکل است با ان روبرو شو.
زندگي يک معادله است موازنه کن.
زندگي يک معما است ان را حل کن.
زندگي يک تجربه است ان را مرور کن.
زندگي يک مبارزه است قبول کن.
زندگي يک کشتي است با ان دريا نوردي کن.
زندگي يک سوال است ان را جواب بده.
زندگي يک موفقيت است لذت ببر.
زندگي يک بازي است برنده و پيروز شو.
زندگي يک هديه است ان را دريافت کن.
زندگي دعا است ان را مرتب زمزمه كن.
زندگي درد است ان را تحمل کن.
زندگي يک دوربين است سعي کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشي .


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385


عشق يعني.....


عشق يعني سرزمين باك من



عشق يعني لحظه بيدادمن



عشق يعني ليلي ومجنون شدن



عشق يعني وامق وعذراشدن



عشق يعني مسجدالاقصي من



عشق يعني كودك فرداي من



عشق يعني كلبه دل ساختن درقمارزندكي جان باختن



عشق يعني جشمهاي برزخون دردوغم اينجابهم اميختن



عشق يعني دردهاي بيشماركريه كردن سوختن,افروختن



عشق يعني كعبه اسرارمن



عشق يعني مخزن الاسرار من


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385


   


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385


شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت        روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

گوئی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود      باربربست وبه گردش نرسیدیم و برفت

بس که ما فاتحه و حرزیمانی خواندیم      وز پی اش سوره‌ اخلاص بخواندیم و برفت


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385


چرا تنهایی؟ این سوالی که بی جواب  برام مونده ... آره تنهاترینم... چرا؟خودت بهتر میدونی ولی نمیگی... ولی من میگم تا همه بدونن که هنوزم با همه بی وفائيهايت دوستت دارم... من تنها شدم چون عشقم پاک بود... من تنها شدم چون دل ساده و زلالم در دستای تو بود... ولی تو چی باوفا؟ به خدا در پس سختی این روزها وشبهای نفرین شده برام هنوز  دلم نمیاد از گل نازکتر بهت بگم... دلم نمیاد... آخه تو مقدس ترین الهه ی دورانی... من دوست نداشتم تو را با کسی دیگه تقسیم کنم... ولی ناخواسته تقسیم شدی...غم وغصه هایت برای من موند و در وجودم ضرب شدن... ولی شادیها و قصه هایت هم مال دیگرون شد... فدای سرت... فدای یک ترنم دلنشینت... فدای یک نگاه غریبت...


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385


کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم 

 اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش همان

 کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش 

 می توان خواند اما اکنون اگر فریادهم بزنیم

 کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که

سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست؟؟؟



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385


زندگي در نگهم گلزاري است
و تو چون نيلوفر شاخه پر گل اين گلزاري
گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ
کس نگيرد ز گل مرده سراغ
تو گلي دسته گلي صد رنگي
خويش را خوار مبين
به ره باد مرو
آن که گرد همه گلها به هوس مي چرخد
بلبل عاشق نيست
بلکه گلچين صيد کرداري است
که کمين کرده براي گل باغ
اي سراپا الماس
قدر خود را بشناس


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385


صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بيابان تو داده‌ای ما را

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا
تفقدی نکند طوطی شکرخا را

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل
که پرسشی نکنی عندليب شيدا را

به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر
به بند و دام نگيرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنايی نيست
سهی قدان سيه چشم ماه سيما را

چو با حبيب نشينی و باده پيمايی
به ياد دار محبان بادپيما را

جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب
که وضع مهر و وفا نيست روی زيبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسيحا را


farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385


صوفی بيا که آينه صافيست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را

راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاين حال نيست زاهد عالی مقام را

عنقا شکار کس نشود دام بازچين
کان جا هميشه باد به دست است دام را

در بزم دور يک دو قدح درکش و برو
يعنی طمع مدار وصال دوام را

ای دل شباب رفت و نچيدی گلی ز عيش
پيرانه سر مکن هنری ننگ و نام را

در عيش نقد کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه دارالسلام را

ما را بر آستان تو بس حق خدمت است
ای خواجه بازبين به ترحم غلام را

حافظ مريد جام می است ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان شيخ جام را



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385


Upgrade your email with 1000's of cool animations

 
دیگر شبیه خودم نیستم
شبیه دختر شوخ چشمی
که روزی اسیر سِحر ستاره های سربی شد
و بدنبال پیچش نیلوفران وحشی رفت
و آنسوی پرچین های بلند حماقت گم شد
دیگر شبیه خودم نیستم
شبیه دختر ساده دلی
که شبی خیالش را باد با خود بُرد
شبی در خواب به آسمان بی ستاره دست کشید
و همراه غا زهای وحشی ِ مهاجر
از اینجا رفت
اینکه در آینه می بینم
کسی است
غیر از من
باور نمی کنی ؟
دیگر تشویش چشمهایم یاد م نیست
لرزش دستها و سرخی گونه هایم را
بخاطر ندارم
شاید جایی آنسوی رویاهای شبانه
دلهره هایم را جا گذاشته ام
و یا اضطرابهایی از جنس عاشقیم را !
هیچکس از من نپرسید
بعد این همه غیبت طولانی ِ نامفهوم
چه بر سرت آمد و
باورت را کجا گم کردی؟؟؟
Rotating Heart

farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385



farzad نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by love18.blogfa.com